Friday, November 03, 2006




Confusion new
Do you, and nothing's right
Nobody but you has to
Hold on to the fight
Just before you cry

000



Tuesday, August 30, 2005


Wow, I'm sick of doubt
Live in the light of certain
South
Cruel bindings
The servants have the power
dog-men & their mean women
pulling poor blankets over
our sailors

I'm sick of dour faces
Staring at me from the T.V. Tower


I want roses in
my garden bower; dig?
Royal babies,
rubies
must now replace aborted
Strangers in the mud

These mutants, blood-meal
fro the plant that's plowed

They are waiting to take us intothe severed garden
So you know how pale & wanton thrillfulcomes death on a strange hour
unannounced, unplanned for
like a scaring over-friendly guest you'vebrought to bed

Death makes angels of us all& gives us wings
where we had shoulderssmooth as Raven'sclaws
No more money, no more fancy dress
This other Kingdom seems by far the best
until its other jaw reveals incest
& loose obedience to a vegetable Law



Wednesday, May 04, 2005


And in the battle of life we are warriors looking for peace!!!!!



Wednesday, April 27, 2005


Every one of us, young and old alike, is making figures in front of a mirror in one way or another. Tally what you know about people. Think of any human being on this earth, and you will know, without a shadow of a doubt, that no matter who they are, or what they think of themselves, or what they do,
the result of their actions is always the same:

senseless figures in front of a mirror .



Thursday, December 30, 2004


OK

At Last

I'll Stop Fucking ShaShing In any Mogholestan e Khareji Anyway bythaway -At All-
Definitlly

???U Know What I Mean




Wednesday, October 20, 2004


we have no future, heaven wasn't made for me
we burn ourselves to hell, as fast as it can be
and i wish that i could be a king, then i'd know that i am not alone
maggots put on shirts, sell each others shit
sometimes i feel so worthless, sometimes i feel discarded
i wish that i was good enough, then i'd know that i am not alone
death is policeman, death is the priest
death is the stereo, death is a tv
death is the tarot, death is an angel and
death is our god, killing us all
she puts the seeds in me, plant this dying tree
she's a burning string and i'm just the ashes
she put the seeds in me, plant this dying tree
she's a burning string and i'm just the ashes



Friday, July 09, 2004



و آن اتفاق اوفتاد....
ساعت 25 بود٬٬ سمفونی جهانی در غارتسه طبیعت. سرعت٬ نیم کیلو برمتر........
مه تا دسته٬ مهتاب نیزز! موووز نیز Hyper و DownTempo و کششش
باد خنکی میوزید و برگها و موهاشونو میرقصوند ...

باد در موهایش

منظره ها در فاصله نیم متری به وجود میومدن
سایه ها با SlowBurning تَوَهُم میپیچیدن و نَئشه بازی میکردن!!!!!
همه چی سبز بود ٬٬ همه چی گرد بود و تا چشم کار میکرد طبیعت
همه چی مثل سایه ها با سمفونی جهانی میرقصید....

همه High
همه خوشحااااااااااااااااااااااال
مُدَرررررررّرّرّرَّرررررررگ!!!!!

یه هالهء رنگی دور همه چی میدیدن
منطق کیریشون مجبورشون میکرد فک کنن مژه هاشونه٬٬ اما ..
خیلی آروم درحالیکه کلمهء Logic از فرهنگ لغاتشون پاک شده بود و "نور" اذیتشون میکرد در مسیر سامورائی گام برداشتن..

Someone Born to Sweet The Light...
Someone Born To Endless Night...

یه Corner ه دنج پیدا کردن [توی یه پیله واسه حال کردن] ینی زندگی
پس Pipe را پر از DreamBlend کن و همواره Level باش .

Peace . Love . Tranquility In Space

یه دنیای دیگه٬ روی یه Planet ه گرد و غبار گرفته ..
درحالیکه ستاره های تمام کهکشان دورشون میچرخید ٬
هرچی بالاتر میرفتن آسمون پر رنگ تر میشد .
به جائی رسیدن که همه چی سیاه بود و تنها نوری که وجود داشت خورشید بود.......

درحالیکه همگی داشتن به سمت خورشید میرفتن یکی پشت سرشون داد زد:
Please Don't Go, Oh no no no

صداش تو تمام فضا اکو شد و اونهام با بیخیالی توی نور Fade شدن
.........................

به چرخهء طبیعت برگشتن
نور شدن
همه چی شدن
هیچی شدن

اما بند نشدن




...It was Time to break free







Tuesday, June 29, 2004



و آن اتفاق اوفتاد....
همان روزي که عزي بن Jimix آنرا وعده و بشارت داده بود!!!
اون روز Zirix و Jimix و MadMax و Madhakherl و خرگوش سفيد و آليس و لوسی و گراز قرمز و haldolium به تريپ Merry-Go-Round رفتن.




carbon based lifeforms
And Zein
Silence
Stone
Purple
If u Take It i show U how the deep rabit hole goes
Stone
Saloom
Saloom
Peace and Love
Peace & Love On Earth
Silence
Sound of Nature
Wait
Wait
Creep
William Blake
Someone Born to Sweet The Light...
Someone Born To Endless Night...
Purple Flash
Purple Taste!!!
Dazed & Confused
My Head Fells Like a Frisbee
Run,,Run<>><<<>><<><><<<>Doors
of Perseption
Expand The Consciousness
VVVVVvvvvibrationnnnnnnnnnnn<><><><><><>><>>.sssssSs..s.s.s.s.s.s.s.sssssszzzzzxxxxxxx
Move Around
Far Out
Suck Out
Lost
Merry-Go-Round
................
...................
.................
................
.........................
Jump
........................
........................
.....................
............................
Welcome Back.........

Something in the Air
everything in the air
Watching Pigs On The Wind
One Smoke to The end Of World
Like Infinity
Just said What U want??

Goodfellas

Star Dancing
And Half a one of FullMoon

Star die

Sun Rise

Sun Shine
On the Top Of The Mountain
Young Indian Make a Sound
Indian Dancing For Fly
On The Edge Of The Rainbow
an Eagel Stell Fly

They laugh and they Cry at Same time
They Horny And Holy At Same Timz

Some Kind Of....
White Rabbit
Going To Fall
Talk To The Stone and Trees

Great Sea
Water is my Soul
Water is My Life
An Empty Feel
Floating
Floating
Floating
Floating
Floating
Floating
Floating
............











Sunday, May 23, 2004


جیمیکس J زده بود و روش SalviaX اونهم به میزانی بسی کافی....تو همین گیر و دار اونم وسطای SunTrip درحالیکه داشت مانیتور رو نگاه میکرد تو فکر یکم مسکالیتو بود که یهو Start غیب شد!!!!! یک سرخپوست پولاسی پس از تحقیقات لازمه اعلام کرد که Start دست دسکتاپ رو گرفته تا به مناطق سوق الجیشی برن و مسکالیتو بزنن که یهو همه آیکون ها داد و بیداد میکنن که ماااام هستیم!!!!!!!!!!!!!!!!!
دسکتاپ مسکال میزنه...هیچ جا امن نیست....به هیچ کس نمیشه اعتماد کرد....اصن خیلی برکت باشد!!!!!



Monday, April 19, 2004


قرار شده همین روزا روی دوتا شیت صدتائی سیف بنویسم برسد به دست بچه باحالا...اصن برکت باشد!!!!!





Friday, March 19, 2004


I Spring Over the Spring TOO, Like a Spring in the Spring....



Tuesday, February 10, 2004


The Psychedelic Experience
A manual based on the Tibetan Book of the Dead By Timothy Leary, Ph.D., Ralph Metzner, Ph.D., & Richard Alpert, Ph.D.



Thursday, January 29, 2004


Jimix اون روزا دربدر شده بود و تمام دنیارو زیر و رو کرده بود بلکه بتونه توی یکی از حفره های بین عوالم وجود این آهنگ همه درحال پرواز! رو پیدا کنه و البته هزاران تا ورژن ازش پیدا کرده بود جز اونی که کاره برو بX هواپیمای جعفره!!!!!!! چون رفقای جعفر همگی سوار بر سفینهء حبابی شکلشون دود شدن و به کوردییر پنجم رفتن! کوردییر پنجم همونجائیه که تاحالا هیچ آدمیزادی روش/توش پا نذاشته البته کاملا واضح و معلومه چرا...
"?Would you like to sit on your bum, on the surface of the sun"
البته این L.M از اون آدمای ناجوره که چیزای اسیدی گوش میده و هیچی ازش بعید نیست و اونقدر اقتدار داشت که نه تنها کمپانی معظم Zig Zag و شرکا رو تحت سلطهء خودش دراورده بود٬٬ بلکه! با معرفی یه آهنگ تمام کار و کاسبی MT & PJ یا همون "Moassese-ye Tahghighat va Pajoohesh-e Jimix" رو کساد کرده بود!!! و اونقدر خفن بود که میتونست با یه چوب کبریت ناقابل به یک شخصیت دیگه تبدیل شه! شخصیتی که همیشه دنبال مزقونش میگرده...حالیته که؟؟؟ از اونطرف هم این عزی بن Zirix ه اسباب کش و اخراجی! سوت شده بود و بی خبر به مناطق سوق الجیشی رفته بود که همراه با L.M مسکالیتو بزنه....

شاشیدن تو مغولستان خارجی از اونجائی شروع شد که Jimix به توصیهء Golden Dreamer معجون رو سر کشید و رفت که مقدمات ANn EtEfaGH را فراهم آورد و همونجوری که Golden Dreamer پیشبینی کرده بود و Jimix قسم خورده بود ٬٬ آن اتفاق افتاد...جریان از این قرار بود که Jimix که درحالت Lost ه مزمن٬ Hyper شده؛ و راس ساعت 8:30 صبح خودشو در میان سه تا آدم منطقی و کاکولز پیدا میکنه که از قضا یکیشون قاضی بوده یکیشون وکیل و آخری هم دادستان!!! بقیش احتیاجی به توضیح نداره چون دیگه هر بچه ننهء دون ژوان نشده ای هم میدونه که San PedroX کجا و سه تا آدم منطقی و کاکولز کجا مخصوصا اگه از قضّات باشن!!!!!!!!!!!!!!!!! حالا چون یکی از پیشبینیهای این Zirix درست از آب درومده دلیل نمیشه که بقیشم درست باشه....چرا که الان Jimix لَندِکسه اما مقطوع البرکات نه!!!!!!!!!!
میگی نه؟؟؟
منم میگم حتما تو هم زدی که خبر نداری Jimix هنوز تبرش رو زمین نذاشته....
توهم زدی که نمیدونی به هیچ کس اعتماد نمیکنه٬ هیچ وقتم نمیکرده
توهم زدی که نمیدونی ماههاست که پاشو تو هیچ مکان نا امنی غیر از CornerR نداشته
توهم زدی که نمیدونی از اون قرص های بیخودی که هیچ کاری نمیکنن نمیخوره٬ از اولش هم نمیخورده
توهم زدی که نمیدونی جای شاشیدن تو مغولستان تولاک تولاک پول جمع کرده
توهم زدی که نمیدونی میخواد کلکسیونر بشه و سفینه جمع کنه

مگه اولین سفینه نرسید؟ مگه نگفتی همش Modulationه؟
مگه قبل از اون HyperPlayer نرسیده بود؟ مگه مقادیری KaGHaZ توش نبود؟
مگه تو نبودی که همه جا شایعه کردی Feed Your Head ؟
مگه نمیدونی محتویات دومین سفینه توی پاکت نامهء بدون آدرس داره خاک میخوره؟
مگه نمیدونی Lady Salvia منتظره؟
پس چرا تبرت رو زمین گذاشتی؟

آیا میدانید در آینده ای نزدیک زیریکس و جیمیکس و آلیس و لدر و مارتا و گلدن دریمر و رازیه و مرد بالرین همگی به تریپ Merry-Go-Round خواهند رفت؟
اگر نمیدانید٬ گفتم که بدانید¡!



Monday, December 22, 2003



...And i'm a black rainbow and i'm an ape of god
i got a face that's made for doing violence upon
i'm a teen distortion, survived abortion
a rebel from the waist down
i wanna thank you mom, i wanna thank you dad
for bringing this fucking world to a bitter end
i never really hated a one true god
but the god of the people i hated


you said you wanted evolution, the ape was a great big hit
you say you want a revolution, man, And i say that you're full of shit

am i sorry to be alive, putting my face in the beehive?
am i sorry for booth and oswald, pinks and cocaine too?
i'm sorry you never check the bag in my head for a bomb
and my halo was a needle hole, i'm sorry i saw a priest being beaten
and i made a wish, but i'm just a pitiful anonymous




Tuesday, November 11, 2003


Do What Thou Wilt



Monday, October 20, 2003


عزی بن Zirix ، مگه نمی دونی هيچ جا امن نيست ؟
مگه نمی دونی همه نمی تونند تو مغولستان خارجی بشاشند ؟
از کجا می دونی من از ديروز رو تريپ KaGHaZzz نيستم ....
مگه نمی گی چيزی به اسم دوستی وجود نداره؟
مگه نمی دونی به هيچ کس نميشه اعتماد کرد ؟
پس از شاشيدن تو مغولستان خارجی دست برداررررر...
وقتی هيچ جا امن نيست چرا تبرت رو زمين می گذاری ؟
نگو : ديگه هيچ جا امن نيست .
" ديگه " کلمهء گوسفندی ايه .
هيچ جا امن نيست ! از اولشم نبوده .اگه فکر کردی بوده ، توهم زدی !!
و من راست نيستم ..
و اونقدر تخم دارم که به اين اعتراف کنم ...


Remember what the dormouse said:
Feed your head
Feed your head
Feed your head









Sunday, October 12, 2003



چرا اینطوری چپکی می نویسه ؟؟؟؟
.... آدم احساس احمقی بهش دست میده

So it finally happened !!!!!!!!!!!!!

هه... من این یارو عزی رو از یه جایی میشناسمش اون دوست لنی بود اما حالا نصف کارهاش کارهای لنیه ؟؟!!!!!
داری لا لاری...............................so this is love &*@#$%^
خوب اینم از اون هجا های عشق که از هجومش می ترسیدی
دیدی ترس نداشت پسرم ؟!!#$%& درد هم نداشت !!!

Mother's gonna make all of your nightmares come True .......

همینجوریه که آدم یهو سر بر میداره و میبینه وسط مغولستان خارجی داره می شاشه !!!!!!!!!! (:

........ز من میشنوی دیگه به هیچ کس نمیشه اعتماد کرد میدونی چرا!؟ چون دیگه هیچ جا امن نیست!!!!!




Monday, October 06, 2003


از CoRRnerZ* گذارش میدم...
این روزا Jimix داره به اصول بنیادینش برمیگرده٬ چیزی که سرخپوستای پولاسی بهش میگن بازگشت به اصل....میگن Jimix در یکی از سفرهای رویائیش به آخرین شهر دنیا اونم رو J و دقیقا موقع twilight که شکاف بین دو جهان بازه٬ یه Golden Dreamer** رو میبینه که در حال لمس آسمونه....شایعه شده که Golden Dreamer به Jimix میگه ::
Here, try some of this it'll show you where you're at Or at least it'll help you to feel it!!!!!*** و به سفیدی سیف قسم میخوره که در عرض 20 دقیقه و 33 ثانیه**** ANn EtEfAgh خواهد افتاد اونم نه Studio بلکه Live...
و تمام اینها درحالی بود که Jimix کاملا میدونست منظور Golden Dreamer از HighWay چیه و مث این آدمای منطقی و کاکولز نبود که فک میکنن Highway ینی اتوبان!!!!!!!!!!!! نه جانم Jimix خوب میدونه که HighWay خیلی با اتوبان فرق داره...HighWay همون جائیه که نباید مث اون موریسون کسخل مست توش رانندگی کنی بلکه باید به چشم مسیر سامورائی بهش نگاه کنی و مثل روح سگی توش گام برداری...مستقیم بسوی کوردییر چهل و هشتم....حالیته که؟؟!
البته همه اینا درحالی اتفاق افتاد که Jimix تمام آن اکسیر را که Golden Dreamer بهش تعارف کرده بود رو سر کشید و جفرخرل را بجای R.Z.A لحاظ فرمود! و دقیقا همون موقع بود که فریاد F.T.P سر داد و بجای دل بستن به خراب شده ای که نه سراب بلکه چشم اندازی از سرابه و به قول Zirix چیزی بیشتر از یه دایره نیست٬ به نجوای Golden Dreamer گوش کرد که میگفت : SomeOne want you come اونم نه همینجوری الکی٬٬ بلکه!! مث یک Magnet Hyperdrive ه در حال پرواز...
و Jimix که خون جد جنگجوش تو رگاش به جوش اومده بود اینارو نوشت و به سبزی Peyote و به سیم سوم گیتاره گیتاریست GrobZ قسم خورد که ANn EtEfAgh خَواهد***** افتاد...

*تنها جائی که امنه و میشه به آدماش اعتماد کرد!!!!!
**Jimix بعدا میفهمه که این بابا Zirix یا L.M نبوده اما شخصیت مشابهی بوده.
***از کلمهء Here میشه فهمید که Live بوده جریان.
****از عبارت "20 دقیقه و 33 ثانیه" میشه فهمید این جریان Live با اون جریان Live فرق میکنه!!!
*****!KHaVahad



Saturday, October 04, 2003



عزی بن Zirix بد جوری خراب و داغانه...
از ظهر که از خواب پا میشه [ چون صبحا Baby ش* بیدارش‫ نمیکنه و اونای دیگه هم که سعی میکنن، به کیر بر میخورن ، چون Zirix ه سگ اخلاق رو که احتمالا که نه!!! حتما دیشبش تا صبح داشته J میزده و یا داشته شیتونی** ميکرده یا دکمه قرمز رو حالا فشار نميداده ، پس کی فشار ميداده؟!! فقط Baby ش میتونه بيدار کنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ]
شروع ميکنه به پيچيدن تا وقتی که دم صبح فردا ميره به Corrnerz !! و مشخصا کلیهء کارای روزانش تعطيسز*** میشه و عزی ميدونه و تخماش که چه پولا و کارايی بينشون رد و بدل ميشه... رو J در خيابانها و مجامع عمومی حاظر ميشه(اگه بره) و حتا نقل شده يه روز که از خونهء L.M پاچناره مايع**** رو ميورده خونه تا همين روزا بره تريپ ،تا شايد رفت به Dark Side Of Infinity، يهو ياد جملهء Jimix ***** ميفته و همون موقع ميشنوه که Jimix آهنگ رو قط ميکنه ميگه : بزن بره با من........!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ولی از اونجا که ديگه به هيچکس نميشه اعتماد کرد!!!!!! و هيچ جا امن نيست!!!!!!....وقتی وسط اتوبان بابايی يه ربع رو جدول وسط اتوبان Lost HighWay رو بغل کرده بود نه Jimix ی بود نه Way ی..
خخخخخخخخخخخخرررررررااااااااب................
ددددداااااااااااااااااااغغغغغغغغااااااااان..................
PPPPPPPPPPPigs On The Winds......

*Some Kind of Wonderful
**It's Differ
***يه جور دنيا به تخمان گرانمايه.
****زِياد فک کنی Lost ميشی.
***** Jim Morrison



Sunday, September 07, 2003


کس نگو زن٬ بچه ها خوابن!!!!!



Friday, August 22, 2003




بریم تو مایه های مقادیری KaGHaZ
که دیگه هیجا امن نیست!!!!!!



Wednesday, August 20, 2003



Lost my mind in the fucking Psilocybe Mexicana trip...
Loooooooooooosssssssssssssseeeexxx!!!!!!!!!!!!!!!!!
Fucking long time memory difficulties....Visual Effection....
A world in TechniColor....
And U know sometimes words have two meanings!!!
Flashhhh Baqzz>!>.1.1>>!>!>.11>>1..>1.1..1>


Warrning: Don't eat MC Olagh 10 Hours before your trip.
Enjoy Your Trip Doki Drumz.




Tuesday, August 12, 2003



It's Really Fucking Brightly FullMooN!!!!!!!!!



Thursday, July 24, 2003





Saturday, June 21, 2003


مساله این نیست
Stop All Fucking Smoking Material
تمام مساله این است:::
to Burn Slow or Not to Burn Slow
چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مگه نمیدونی که

Peyote will burn after it has been well dried and powdered. It is then usually smoked in combination with marijuana. It is supposed to result in a light, lovely high that sharpens "vision" without causing a strong trip. High heat may destroy some of the alkaloids however.

بازم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!
راستی رفیق گفتی the bitterest cucumber on God's good green earth ياد یه داستانی افتادم که بعدا میگم! چون آسمونم و باید برم...دانی که؟

اما قبل رفتن...فک کنم بزرگترین مشکل من و تو اینه که جفتمون گیر آدمای ناجوری افتادیم!!!! میبینمت توی CornerR

Enjoy your trip دکی DrumzX !!!!!



Friday, June 20, 2003


مساله اين نيست
to Burn Slow or Not to Burn Slow
مساله اين است
Stop All Fucking Smoking Material
چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مگه نميدونی که

Fasten your seatbelts, extinguish all smoking materials, put your seat backs and tray tables in their full upright and locked position, and enjoy your flight

بازم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!
گفتی بستنی ياد اين داستان افتادم:

San Pedro cactus tastes like the bitterest cucumber on God's good green earth. It's difficult to get down -- but once it's down, it stays down One helpful variation is to use storebought eggnog rather than straight milk. Another variation is to add a scoop or two of icecream per person to the milk to make a mescaline milkshake

بمب اتم هم که رفيق خيلی واضحه هم انفجار داره هم پرواز ،،، گفتم که ميخايم بريم به Cornerr ...
مووزم که اصلا چطور نميخواهد...
اگه یکم به اون عقل ناقصت فشار بیاری ميفهمی که
جنگ پشه
در حبشه
میخواد بشه
میخواد نشه!

لحن و ریتم خوندن نميخواد چون هر جور بخونيش و پنج بار که تکرارش کنی همهء عضلات بدنت به حرکت در مياد!!!

از CD ها بگم که دارم يه کم کربن عالی بهش اضافه ميکنم..
به ZiPo هم گير نده که اگه تو River Ride ه آتاری 2600 هم به موقع بنزين Full کنی آلارمِ Out of Fuel رو نميشنوی پس اون قوطی
کس کشه ZipO رو ميزاری ور دست و برا يه palere Slow Fucking سه بار
Reloud اش ميکنی که کم نياری دکی DrumzX !!!!!
نوشته شده توسط عزی بن Zirix در ساعت 29 به افق هیدالگو.



to Burn Slow or Not to Burn Slow تمام مساله این است!!!!!

● چگونه یاد گرفتم J بزنم٬ مووز گوش کنم٬ بستنی یخی بخورم و به بمب اتم فکر کنم...

جنگ پشه
در حبشه
میخواد بشه
میخواد نشه!

● اگه یکم به اون عقل ناقصت فشار بیاری لحن و ریتم خوندنشو میفهمی...

- آهای آهای اسیدی
برسون یه چنتا سی دی
به من بگو وقتی که J کشیدی
مِزقونِ منو ندیدی؟

- همونجا رو AMP ه استاد!!!!!!!!!!!!!

● یکی از بزرگترین امکانات Slow Burning اینه که Zippo رو مجبور میکنه که دقیقا مثل River Ride ه آتاری 2600 آلارمِ Out of Fuel بزنه ٬٬ آخرش هم Crash میکنی اما هنوز نصفِ Jت مونده!!!!!!!!!!!!

نوشته شده توسط عزی بن Jimix در ساعت 29 به افق هیدالگو!!!!!



Wednesday, June 18, 2003




Zirix امروز با رئيس دکمهء قرمز دعواش ميشه جوری که به Physical درگيری چيزی نمونده بود ، اونم سر چی؟؟؟؟؟؟؟
کاغذA4 !!!!!!!!
و اينا همش مال اين بود که Zirix اين رووزا ناله بود و به همه گير ميداد و اونم باز به دليل همون موانع طبيعی و غير طبِيعی بود که نذاشته بودن يه دل سير که بماند ، يه دل نا سيرم نتونسته بود چيزی که ميخواست رو ببينه ؟!
خلاصه ZiriX آخرين Ctrl+S رو روی Project زد و يه Alt+F4 هم بست به کونش و تمام اين مدت رئيس دکمهء قرمز که چشماش و صورتش هم رنگ دکمهء قرمز شده بود دم اتاق مرگ با مشت گره کرده ايستاده بود و صدای نفساش از فرط عصبانيت تو اتاق Anti Acoustic ميپيچيد و بالای db90 بود و Fuck Down بعدم کليد تحويل و از وسط قيافه های مبهوت کار کنان با لبخند سری تکون داد و رفت بيرون و شنيد که يه صدا هوار زد
:: هر وقت تونستی کاغذ A4 خودت بخری و به من نگی بخرم يا نه برگرد.
Zirix اومد تو پاگرد طبقهء هفتم وايساد...يه سيگار در اورد ...روشنش کرد...يه نگاهی به T-shirt هميشه مشکيش که امروز از فرط کار کردن از شوره سفيد شده بود کرد... ، رفت دم مغازه پول دستيهايی که گرفته بود تصويه کرد و در جواب چچچیيييييييييييييييی شده Zirix ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ لبخند زد.
اومد دم داروخانه،،، دو تا DiazpaX اونم LD گرفت و رفت بالا و W.A.S.P رو چاقيد به تکنولوژی Hyper Player و
راه افتاد به سمت دکهء Goraz فروشی و J مرگ رو با Slow Fucking پيچيد و زد تا دسته.
پياده تو جردست ،، يه کوچهء سبز با شيب 85 رفت و يه ساعت بعد که رسيد ته کوچه ديد ته کوچه نردست به دو سر کوچه و اون وره نرده تا زمين هفت تا متره که اگه سوراخ سه تا متريیش هم حساب ميکرد ده تا متر عمق داشت و ديد هيچ راهی نداره جز اينکه همونجا بره به کار يه
Slow Fucking ه ديگه و Roool Another One و وايسه ماشينا رو نگاه کنه و بعدشم نشست اين کس شرا رو ته همون کوچه رو Loop اين موز بنويسه تا درس عبرتی باشه که به هيچکس اعتماد نکنه.... .



Friday, June 13, 2003



ِِیکی از مشکلات عزی بنZiriX این بود که تو این شهر خراب شده همش دنبال ماه بود و تا میومد یه دل سیر FullMoon رو ببینه یه مانع طبیعی یا غیر طبیعی جلوش سبز میشد و این وقتی اعصابشو بیشتر مییگایید که داشت با تکنولوژی که از کرامات حضرت دائم البرکات عزی بنJimiX بود ، به منظره ای از خاطراتش گوش میکرد اونم بعد از زبونی که به چسب يه کاغذی کشيده بود که خيلی اتفاقی عکس Liquid Man روش بود و انقدر Slow Burning بود که عزی به خودش ميومد و ميديد که هشت کيلو بر متر راه رفته و هنوز به نصفه هم نرسيده و بر اتوبانx صدای يه ترمز دو O شش رو میشنوه که آقای گيس بلند از توش ميگه
:هيپی به کجايی؟؟؟؟؟؟؟؟
عزی بدون اينکه خيلی تعجب کنه ميگه
- - والا نميدونم !!!!!!!!!!!
:بيا بالا بابا...
- J ميزنی رفيق؟
: High ام ..ممنوون ...تو بزن..ميای بريم کوه؟ من دارم ميرم صبح ميام پايين ..ميای که عشق است.!!!
- نه دکی جاز من صبح تا حالا اينقد دکمه قرمزه رو فشار دادم که ترجيح ميدم برم بخوابم ..ولی حال کنی.
-ChaX
:MeX



Tuesday, June 10, 2003





I never thought there were corners in time
Till I was told to stand in one
One straight line head on into the other
Maybe standing in the corner looks like where it's got to come.


But I pretend one wall is the past and one is the future
And I just stand here like the present looking for a
Good place to run
Every fish that swims upstream now that's a catch
Because the full mouth never wants to stop cooking.


The map may be flat, the globe may be patched
But the long line keeps right on hooking
Circles in the ring of fire, where do you go
On a night that is clear and warm?
Oh where do you go?


I never thought there were corners in time
Till I was told to stand in one
I've heard circles moving right through corners
And they don't even know they've been around and around before
Ringing, ringing against each other on a singing chain
Like a flying magnet hyperdrive has never seen any reason
To remain the same.


Because I felt it I believe it
Because there are things I've never seen that I believe
So I'm going to place my face right in the triangle door
Till I can move right on through instead of just standing here
Looking at the floor.


And it rains again tonight, I can think light years ahead
Or I could put myself back a thousand years ago
As if I'd always been here before or as if I am still to be born
I'm a slow loser, but I'm a fast learner
That much I know
Anyone can go
That much I know
Anyone can go
That much I know
Anyone can go.



Tuesday, May 27, 2003



نکنه توهم همین فکرو میکنی؟
!!!!!Jimix=Alice شنیدم پشت سرم گفتی
این گونه ام من آیا؟
...سعی کن هیچ وقت یادت نره
Vous ne pouvez pas faire confiance à quiconque plus!!!!!



Monday, April 28, 2003


خبر داری چی شده؟

Jimix تو خواب دیده که یه Boxter S خریده 70,000 تولاک و فک کرده دیگه شده خودِ خودِ دون ژوان و میتونه با خیال راحت تو مسیر سامورائی گام برداره و R.Z.A گوش بده و از این به بعد هر دختری رو بشونه تو ماشین 70,000 تولاکیش ٬ خودبخود لنگش را براش باز میکنه...خلاصه ٬٬ تا میاد تو خیابون جلوی اولین نفر قیافه بیاد ٬٬ زرتی Jomix با یه Turbo ی 240,000 تولاکی سر میرسه و دختره رو سوار میکنه و با سرعت 360 کیلو بر متر صحنه رو ترک میکنه!!!!!!!!! میگن تازه وقتی Jimix تصمیم میگیره 3 به 2 بکشه و Jomix رو تعقیب کنه Jomix اولین هم آغوشی رو با دختره تموم کرده بوده و داشته از فاصلهء رخوتناک بین دو هم آغوشی استفاده میکرده و تو پشت بوم J میزده که هیچی٬ سوالات مرد نورانی رو هم جواب داده بوده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

مگه همین Zirix خودمون نبود که یبار تو کوه واسه یه عمله ادعای مووز کرده بود بعد یارو همچین ریده بود بهش که حتی اگه به Kurt CobainX هم تبدیل بشه دیگه هیچوقت ادعا نمیکنه!!!!

مگه یادت رفته ایستاده با داس داشت روش پیچیدن جوینت رو به یکی یاد میداد٬ بعدا معلوم شد طرف نصف GRASS شهر رو تامین میکنه!!!!!!!!

اصلا چرا راه دور بریم!! یبار همین Jomix کونده داشت واسه یکی از دوستان روش بریدن پیچ رو توی پیست آزادی توضیح میداد ٬٬ بعدا یارو عکس هاشو با David Coulthard و certificate مدرسهء PORSCHE رو از تو کیفش دراورد و بهش نشون داد که هیچی,,, گواهینامهء class A شو هم مبنی بر اینکه میتونه تو F1 شرکت کنه هم رو کرد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اون Arena ی QIII رو بگو که god smacker به یارو گفت اگه میخوای بازیت بدم you should suck my dick first بعد که مادرش تو Arena گائیده شد تازه همه فهمیدن یارو قهرمان اروپا بوده!!!!!! قهرمان اروپا.....حالیته که؟؟؟

مگه همین بابک ریاحی پور به انوش نگفته بود اونموقه که من آلمان bass میزدم تو کجا بودی بعد انوش عکسشو با Kerry King و Mick Thomson بهش نشون داده بود و گفته بود اینجا بودم؟!!

هنوزم خبر نداری چی شده؟ دیگه به هیچ کس نمیشه اعتماد کرد!!!!!



Monday, April 14, 2003




bas kon kos kesh :
kos kesh
kos kesh
bas kon
bas kon
kos nakesh
ba s kon
kos nakesh
de nakesh
kos kesh
chera???
kolan nakesh
kos keshhhhh
de nakeshhhhhhhh
kos kesh

nekesh

oh my jesusu
nakesh
oh my jesusu
oh my jesusu
jesusu nakesh
oh nakesh
oh nakesh
ay kos kesh
oh nekesh jesus
ooo nakesh
ohhhh nekesh

om mu je sus
oh nekesh jesus
oh nekesh jesus
oh nekesh jesus

jessu goona make my diying bed



Thursday, April 10, 2003


عزی از اون آدمايي بود که مدام فلنگ رو ميبست...هيجا بند نميشد. نگاه سنگین و چشمهای ارغوانیِ J زدش حالت حريص و دلواپس کسايی رو داشت که فقط برای چيزی زندن که وجود نداره و چيزايی هم که وجود دارن هر سال بالاتر و بالاتر ميرن، به طرف برفايی که هيچوقت آب نميشن...هنوزم آب نشدن....یه شلوار جین پاره داشت با یه کوله پشتی که همهء زندگیش توش جا می شد٬ همیشه زیر کولش یه Pancho داشت و Headphone هاشو جوری میذاشت رو گوشش که گوشواره هاش معلوم شه ٬٬ J به دست grobZ گوش میکرد و با زانوهای خم راه میرفت ٬ دخترا میگفتن وقتی موها و Pancho و سیم Headphone شو باد میبره سایش خیلی cool میشه!!! وقتی میشنید که بهش میگن خیلی cool ی لباش غنچه میشد و فوری یه نخ سیگار روشن میکرد!!!!!
عزی همیشه روهم میزد اما هیچوقت توهم نمیزد٬ همیشه دو سه سالی کوچیک بود!!! حتی اگه در ساعت 9:30 ه 8 جولای 40 بدنیا میومد٬ اونم تو لیورپول...عقیده داشت که کاغذ ZigZag از Rizla بهتره چون Slow Burning ه و این تنها چیزی بود که روش تعصب داشت!!!!! گردنبند اقتدار مکزیکیشو که Alejandra بهش داده بود از تخم چشاش و حتی از چوب اسکیاش بیشتر دوست داشت..
جالبترین چیزی که راجع به عزی توی تاریخ ثبت شده اینه که وقتائی که J نمیزد ساعتش همیشه 25 رو نشون میداد٬ اما وقتائی که J میزد ساعتش مث ساعت کار میکرد!! از اون آدما بود که چیزی براش مهم نیست و چیزی برای از دست دادن نداره اما در پرِ کاهی می آویخت!!!!!!!!!
به نظر تو به همچین آدمی میشه اعتماد کرد؟!!!!!!!





هوی!!!!! با تو ام !!!!
چه فکری میکنی؟؟؟
نکنه توهم زدی که ساعت 7 صبح،9 اکتبر 1940 تو لیورپول به دنیا اومدی؟؟
یا 18 ژوئن 1942 ؟؟؟
چمیدونم شایدم 24 فوریهء 1943!؟
ولی مطمئنا رو 7 جولای 40 فک نمیکنی.
داری تو همون دوران به نفس کشیدن ادامه میدی؟؟
نه بابا این خبرا نیست!!!
بیچاره اون کس کشی که همیشه باید منتظر یه اریک کلاپتنی باشه و
اون وقته که پای عمل پیش میاد و بابا میفهمه امضای آدم پای یه نوشته
چقد میتونه کشنده باشه!!!
دیگه اونوقت دیره که بفهمی نه راوی شانکاری مونده ، نه مرتال ماهارایش ماهایشز!!!!!
پس بهت پیشنهاد میکنم یه وصیت چهار صفحه ای ساده بنویسی
چون ممکنه یکی دیگه هم توهم زده باشه و یه شب که داری میری خونه صدای پنج تا گلوله رو
دیگران بشنوند چون خودت فک نمیکنم وقت شنیدن همشو داشته باشی ..
تازه این در صورتیه که از فرط J زدن زیاد ، قبلش از سرطان سینه نمرده باشی.
دیگه به هیچکس نمیشه اعتماد کرد!!!!!!!!



Sunday, April 06, 2003


فلسفی ترین نتیجه ای که توی تمام عمرم گرفتم این بود که "اگه یه روز صب که داری از خونه میری بیرون لیز بخوری ٬ تا آخر شب لیز خواهی خورد و پس لیزه ها تا چند روز ادامه پیدا میکنه!!!"
و از اون فلسفی تر اینکه من تاحالا فک میکردم FTP مخفف File Transfer Protocol ه اما امروز موقع لیز خوردن کشف کردم که FTP یعنی Fuck The Planet!!!!!!!!!!!!!! همیشه لیز خوردن باعث کشفهای بزرگ میشه....پس از این به بعد موقع لیز خوردن از فلسفهء FTP استفاده میکنم و میتونید بکنید TOO اما از اونجائی که Planet موجود مهربونیه و ممکنه همیشه روش لیز نخورین٬ روزائی که لیز نخوردین میتونین بجای فلسفهء FTP از تکنیک FY یا همون Fuck Yourself استفاده کنین.



FUCK YOURSELF (FY)

Fuck yourself with a rubber hose
Stuff it in your mouth and down your throat
Up your nose or in your heinie hole
I don't care where it goes
And it don't matter if you're straight or gay
You should fuck yourself anyway
Now, you don't have to listen to a word I say
But if I know you, you'll be humpin' away
Fuck yourself with your neighbor's nose
If you can't use that, use a 10-foot pole
Stick it up your ass and go for a stroll
Everyone will know you've been to this show
If you can't take it, eat my stool
Masturbate with some crazy glue
I don't care what you do
Fock yourself with a garden tool
Fuck yourself with politics
Ahh man they're so full of fuckin' fuckin' shit
I mean you know we've been lied to ever since we were born
It's amazing that we've been getting fucked that long
Fuck yourself with the world wide web
Man you could ride that sucker right from your bed
You may even meet a Tom, Dick, Jane or Billy
Then grab onto your modem and fuck yourself silly
Fuck yourself with your heart and soul
Give it everything you got, hey I'm talkin' to you
If you can't even fuck yourself,
How ya gonna fuck someone else?
Fuck yourself with my microphone
I'll give it to you later when we're all alone
We can turn it up loud
And see if you come, but
Don't get your jizz on my microphone
Fuck yourself with organized religion
Now there is some seriously sinnin' business
If the Lord sees their pathetic crimes
He'll be fuckin' them 'til the end of time
And can someone explain to me this racism crap
I know it isn't white, but it isn't black
And for those of you who can only see things your way
Well, you could suck my dick and take all day
Fuck your nose with a pound of blow
Watch your money get up and go
but when you burnt your brain and you say
I don't know!
I hate to tell you but I told you so
Fuck yourself with this grunge rock noise
Stuff those albums in your groin
They come down on me because I know how to play -
Hey... fuck you!
Fuck yourself with a copy of Rolling Stone
Or are they too holy for your holiest of holes
Now those people think they're holier than Moses
But aren't they just a bunch of fuckin' posers
Fuck yourself with your mother's jewelry
Hey I won't tell, I ain't a stooly
If you pounce hard enough you'll cough up a ruby
Your blood will be rich and so will your doodie
Fuck yourself with the latest fashion
With your spikes and your hair and those cute little buttons
And if you happen to have some leather and lace
Fuck yourself 'til you're blue in the face
Fuck yourself with your income tax
They're fucking you and that's a fact
Before you know it your money's all spent
And you've just been fucked by the government
Fuck yourself with your lawyer friend
You're the only one that's getting fucked in the end
I have been so fucked by legal bills
that my asshole is the size of Beverly Hills
Fuck yourself with your full-length sweater
With your minks and your diamonds and your Irish Setter
With your cash and your trash and your sinks and your drinks
Just fuck yourself 'til you can't even think
Those of you who enjoy this song
Well thank you thank you, I love you
Let's get it on
But for those of you who are totally outraged
Fuck yourself with your face




Friday, April 04, 2003



سمفونی جهانی در غارتسه طبیعت ...سرعت ده کیلو بر متر ...
مه تا دسته ...مووز نیز...منظره ها در فاصلهء ده متریت به وجود میان..
دستت یه جوینته مخروطیه که یه ساعتی هست داری باهاش Level میکنی..
و از این دنیا و آگاهیهاش خارجی...
آبششششششششششششششششششششار!!
همه چی سبزه ،،،،،همه چی گرده،،،،
همه چی با سمفونی جهانیت میرقصه><><حتی خودت



Thursday, March 13, 2003


عزی داشت میرفت پشت بوم که اتاق بو نگیره٬ ناگهان! یک مرد نورانی رو میبینه که با صدای عجیبی میگه....
مرد نورانی: ایست
عزی: اوه! فروختنمون
- کیستی؟
: عزی بن JimiX ام شدیدا با عزی بن ZiriX فرق میکنم
- از پیروان کیستی؟
: از پیروان جیم جارموش ام طبعا خیلی آدم کم حرفیم
عزی برای اثبات کم حرفیش سکوت میکنه ٬ چند لحظه بعد......
- هستی؟
: مگه نمی بینی دارم جوینت میکشم
- علل جوینت کشیدنت چیست؟
: میخوام برم تو تریبون عمومی همه رو فحش بدم ٬ بدون جوینت که نمیشه!!!!
- ناسزا بگویی که چه؟
: برای اینکه نمیشه بهشون اعتماد کرد!!!
- میدانی عزی بن ZiriX هم همانند تو بود ٬ اما هم اکنون به هیچ کس در هیچ تریبونی ناسزا نمیگوید؟
: حالا گیر نده دیگه ٬ منم تو ترکم...این دفعه آخره
پنج دقیقه بعد عزی یکی دیگه روشن میکنه
- پس چرا اقدام به دود کردن جوینت مجدد کردی؟
: مگه ندیدی همش تقصیر ایستاده با داس بود
- ایستاده با داس کیست؟
: یه بچهء باحال که همه رو High میکنه اما خودش Down شده جدیدا
- High یعنی چه؟
: یعنی يک Coitus Ininterrompus نیمه واقعی!!!!!!!!
- چرا نیمه واقعی؟
: چون کمتر از بیست و چهار ساعت طول میکشه
- چه کسی گفته است کمتر از 24 ساعت بطول می انجامد؟
اینجا عزی جفت میکنه و با ترس و لرز ادامه میده...
: اممم فک کنم AngieX گفته....
- AngieX کیست؟
: این یه رقمو بیخیال ٬ نمیدونم کیه ٬ نمیخامم بدونم دنبال شر میگردیا
عزی از پله ها پايین میاد و مرد نورانی کم نور میشه....

نتیجه گیری منطقی : واقعا آدم چیا میتونه فک کنه!!!!!



Thursday, March 06, 2003


زنئگی شاید افروختن سیگار در فاصله رخوتناک دو هم آغوشی اتاق بو میگیره بریم پشت بوم!!!!!!!!!!!!!!!
واقعا آدم چی میتونه فک کنه؟؟؟؟؟







Sunday, February 09, 2003





Thursday, February 06, 2003


وقتی هوا سرد میشه Ice Rain میاد...وقتی Ice Rain میاد خیابونا میشه مثل پیست اسکیت قصر یخ...وقتی خیابونا میشه مثل پیست اسکیت قصر یخ سرخپوستای پولاس یهوئی خلافشون سنگینz میشه...وقتی یک سرخپوست پولاسی خلافش سنگینz میشه اولین کاری که میکنه اینه که دیگه معمولی نداره و فقط Hydro میفروشه...وقتی یک سرخپوست پولاسی Hydro میفروشه ایستاده با داس هم Hydro میخره...وقتی ایستاده با داس Hydro میخره JimiX ه بیچاره هم Hydro میزنه...وقتی JimiX ه بیچاره Hydro میزنه شدیدا سرفه میکنه........
البته پیروان Robert PlantX براین باورند که Hydro سگش می ارزه به آشغالائی که *F.M میفروشه...چونکه با Hydro آدم هیچ جا بند نمیشه حتی تو صف جشنواره...اما آشغالای F.M شدیدا آدمو تو صف جشنواره بند میکنه...با Hydro آدم میتونه فوری فلنگ رو ببنده و پرواز کنه به کوردییر دوم........
کوردییر دوم همونجائیه که عزی بن JimiX امروز اونجا بود...اینجوری که میگن عزی اولین کسی بوده که یه پرواز درست و حسابی کرده بوده...چون نیچه گفته بوده رقصی از آنسوی خویشتن تا بدانسوی خویشتن! عزی هم خواسته کم نیاره فقط یکم خویشتنش اینسو اونسو شده...البته اصلا High نبوده فقط یکم آدمارو بهتر میفهمیده...مخصوصا اون مرتیکه یونجهء کچل رو!!!!!!! میگن بعد از اون پرواز بود که تازه عزی فهمید منظور یونجهء کچل از خلق این آهنگ معروف عشق له شده چی بوده و فهمید چرا NicolaX همیشه توی چشم انداز خاطرات ZiriX دنبال ویکتور هوگو میگرده........
بیچاره NicolaX نمیدونه دیگه به هیچ کس نمیشه اعتماد کرد حتی به ویکتور هوگو!!!!!!

*. فری میمون.



Wednesday, January 29, 2003


يک Coitus Ininterrompus* واقعی!!!!!!!! بيست و چهار ساعته يعنی خوندن فاتحهء
همه چيز....
نعمت به اين خوبی و بزرگی به کی داده شده؟؟يه خرچنگ!!آخه خرچنگ کجا قدر اين نعمت رو ميدونه؟!


*.جماع بی وقفه.



Monday, January 27, 2003


عزی بن Zirix اين روزا شاکيه و ميخواد خوار ملت رو بگاد.
به خودش ميگه اينام شدن رفيق؟؟؟اگه سراغشون نری به تخمشونم نيست که وجود خارجی داری.
حالا اين Jimix بماند که معلوم نيست از تمرينات CC يا DJ يا از نوستالوژی يا اون چيزايی که سرخپوستای پولاس بهش غالب کردن دائم البرکاته..
همين کونده هم فردا که Landed شد اگه مقطوع البرکات نشد!!
حالا ببين کی گفتم ،پول که زياد شد ميزنه به مسکاليتو و ميره سراغ آتلانتا و حالا انبار چوب گوش نکن ،کی گوش کن.
البته روايت هست که وقتی
Jimix داشته از کوردير دوم ميومده پايين و ميخوندهOne,Two,Three,Four يهو از نئشگی بر اثر ژرفای ارغوانی Zirix رو نميبينه چون Zirix داشته
رو چوب اسکياش که از چشمشم بيشتر دوست داره رويای يه تاتر رو ميديده که چشم اندازی از خاطراتش بوده،،و خلاصه ميخورن به هم اونم با سرعت نور!!!!
و از اون وقط هر دو کس غاط رو بغل ميکنن .
باقی هم که معلوم الحالن و خيلی منطقی همشون کاکولزن..حالا ميگی نگم ،شاشيدم به هر چی منطقه؟همين رفيق شفيق و يار غار ما Robert Plantx مگه نبود يه مدت رفت
هند مرتاX شد !!!همين رفيقا باعثش بودن ديگه ،بعد هم همين رفيقا اومدن بابا رو خر کش کردن برگردوندن و به جون خودم اگه نگران فروش کاراشون نبودن اگه به تخمشونم بود..ميذاشتن
اينقده مسکاليتو بزنه که مادرش گاييده شه حالا هی بگو نه!منم يه بار ميگم به تخمم و خلاص.
کس کش حالا نگی چرا ميگم کس خوار همتون..حق دارم و به جون خودم اگه به غير از ملوان اسکاتلندی که اون روز اون J مرگ رو تو صف جشنواره بهم داد ، واسه يه نفر تو صف
وايسادم !!!
ديگه به هيچکس نميشه اعتماد کرد.



Tuesday, January 14, 2003


عزی بن Zirix که با عزی بن Jimix فرق داره امشب ميخواست بره مهمونی و از عصرش دنبال کمی Joint بود ...آخه درسته که
از قديم گفتن With Grass oR Without Grass ولی مهمونی بی J ؟؟؟؟؟؟؟؟
خلاصه با زحمت فراون کمی J خريد و کلی حال کرد که امشب رو J خواهم بود...
تو مهمونی که وارد شد ديد يه مشت بچه مودب نشستن و به هم لبخند ميزنند..عزی گفت اتاق خالی رو عشق است که
Roll Another one
از اطاق که اومد بيرون ديد مشروبه نيشا رو باز کرده و اونم زد به سلامتی اونايی که رفتن راه دور و اومدن و به سلامتی اونايی که رفتن راه دور و نيمدن
ولی کراماتشون ميرسه...نصفه قوطی جين رو خرده بود که يک جمله وسط جيغ و داد و رقص ، گوش نوازی کرد و DAF ه عزيز فرمودند:
کی EX ميخوره؟؟؟؟؟؟؟؟ و عزی خودشو در مقابل دست ظريفی ديد که توش يه قوطی پنجاه تايی EX بود و خوب مگه ميشه اون دستای ظريف
رو رد کرد؟؟پس عزی هم چهار تا EX ه Ck برداشت و ميان نصيحتای يه مشت بچه فوفول که داشتن دوتا دوتا يه Pill رو نصف ميکردن
که يهو توهم نزنن ،که جان عزی نخوری اين همه رو!!!! با تائيد حرف دوستان که چهارتا Pill اونم بعد از مشروب و هاکفين ،ميتونه
خطرناک و کشنده باشه ،، چهار عدد را راهی جايی کرد که عرب نی انداخت و يه Drink هم روش رفت بالا و به دوستان که با دهن باز نگاش ميکردن
با جديت گفت:بله البته چهارتا واقعا کشندست !!!!!!!!!!
ولی واقعا که عجب کشنده بود..حتی از اون چيزی که سورخپوستای پولاس به Jimix داده بودن هم بدتر بود .



Friday, January 10, 2003


امروز عزی بن JimiX که با عزی بن ZiriX فرق میکنه!!! رفته خونهء ZiriX اینا مهمونی که ZiriX هم یاد بگیره دفعه بعد بره خونه JimiX اینا مهمونی...خونه JimiX اینا همیشه مکانه حتی خودشم هیچ وقت خونه نیست!!!! "فقط عکسش هست٬ اونم داس به دست" عزی خیلی بچه باحالیه اما ایرادش اینه که IQ ی پائینی داره چون همیشه L.M رو با E.D قاطی میکنه هرچی بهش میگن نمیفهمه که فرق این دوتا یه چوب کبریته..............
میگن یه بار که JimiX داشته با ZiriX چیت چَت میکرده٬ یهو بر اثر تحولات ناشی از صورتی ه عمیق!!!!! چِت میکنه٬ اونم وسط چَت بعد تو عالم نَعشگی Zizache رو میبینه که داره کابل اینترنتش رو با تبر قطع میکنه...میبینی تو رو خدا؟؟؟ دیگه به هیچ کس نمیشه اعتماد کرد!!!! حتی به Zizache که بچه خوبی بود فقط گاهی به مردم تو تریبون عمومی فهش میداد !!!!!
خلاصه عزی یه نگا بیرون میکنه و میبینه که برف میاد اونم چه برفی٬ یهو هوس میکنه اُوورالش رو بپوشه و ببینه میتونه از کوردییر دوم بیاد پائین یا نه اما سرخپوستای پولاس سر راه یقش میکنن و به زور سه تا چیز گرد که روش عکس جیمی هندریکس توی انبار چوب بوده به قیمت 35,000 تولاک بهش قالب میکنن!!!! حالیته که؟؟؟
اونم فوری یکی از همین بچه ننه ها پیدا میکنه که زرتی دون ژوان میشن!!!! دوتا جوینت باهاشون میزنه و High میشه و میگه خدافظ شما و میره در مسیر سامورائی گام بر میداره و grobZ گوش میده و هی میشماره One, Two, Three, Four تا برسه خونهء ZiriX اینا!!!!



Wednesday, January 08, 2003





Sunday, January 05, 2003


بله؟
خواب بودی؟؟؟
آره!!!!!
يه گوشم نميشنوه
هااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟
صبح بيدار شدم ديدم يه گوشم نميشنوه....
يعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!
______________________________________
سر کلاس صدا.....
تونيک....پنتا تونيک........ان هارمونيک.....
- استاد سياه چند ضربه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
______________________________________
سرخه....پايتخت....محسنی....فرشته....پاساژ فردوسی...
جون مادرت بسه...خوارم گاييده شد انقدر پنل ضبط رو در
آوردم و جا زدم!!!!!!!!!!!!!!
A.U چطوری
- آرومم...رديفم...Zorix از Goa اومده.
ااااااااااییییییییوکس....چه حالی برده...دمش گرمز....
- آره..کلی سيد زده و مسکاليتو و ..........
آره حالی ميده لب ساحل Goa با اون Rave های
Goa و .............Infected Mushroom!!!!
- با Reggae هاش کلی حال کرده!
_ بزن....بچرخون...Dont Bogart The joint my friend
جمعه ميای شمشک؟
- برا اسکی که نه والا...
نه بابا Zex party !!!!!!!!!!!!!!
_______________________________________
پنل جا بزن......
راستش چشام نميبينه!!!!!!!!!!!
Bob Marley-Legalize Marijuana
_______________________________________
خيلی بی معرفتی Ziazche
- الان حرفت بود با .....ما هر چی ميخوريم حس ميکنيم مست نميشيم...
نه جونم ديگه نخوريد چون من ميفهمم که مستيد!!!!!!
- مگه توام مستی؟؟؟؟؟؟؟؟
نه من High ام!!!! آدما تو اين شرايط همديگه رو بهتر ميفهمن.....
- ساعت چنده؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خوب باشی Baby جون...
_______________________________________
حالا بيا تايپ کن....The Who - Behind Blue Eyes
Make My Fucking Day!!!!



Saturday, January 04, 2003


عزی بن Zirix هم اونجا بود.اولين کسی بود که با اسکی از کورديير دوم پايين اومده بود و اين کورديير دوم همون جايي بود که چند قرن پيش ، سرخپوستهای پولاس ، معلوم نيست از دست کی به اونجا پناه برده بودن...شايدم برا تمرينات DJ يا CC اين همه راه اومده بودن!!!!حاليته که؟؟؟
مسيرش از ارتفاع پنج هزار و پونصد متری شروع ميشد و بعد بيست و پنج روز تمام پايين ميومدی ، از اون مسيرای بی پير، در مايه های هيچ و پوچ از اين بهتر نميشد!!!!!!!!!!!!!!!!
عزی از اون آدمايي بود که مدام فلنگ رو ميبست...هيجا بند نميشد.نگاهش حالت حريص و دلواپس کسايی رو داشت که فقط برای چيزی زندن که وجود نداره و چيزايی هم که وجود دارن هر سال بالاتر و بالاتر ميرن، به طرف برفايی که هيچوقت آب نميشن....................
ديوار زبان ميدونی چيه؟؟؟؟ ديوار زبان وقتی کشيده ميشه که دو نفر به يه زبان حرف بزنن...اون وقت ديگه مطلقا حرف هم رو نميفهمن...ميگی نه؟؟؟؟؟؟
منم ميگم نه جارموش رو ميشناسی نه روح سگی رو که در مسير سامورايی گام برميداره و R.Z.A گوش ميده اونم با اون ماشيناش که هر دختری رو توش بشونی خود به خود لنگش را برات باز ميکنه..
با اين ماشينای خدا، هر بچه ننه ای دون ژوان ميشه!!!!!!!!!
Ziazche هر وقت نَعشه بود Led Zep گوش ميداد.از L.S.D خوشش نميومد.Zirix يه بار امتحان کرده بود،
ولی چيزی غير از همين چيزای عادی نديده بود، منتهی به طريقهء تکنی کالر!!!!!!!! تنها چيزی که براش تازگی داشت
اين بود که کيرش را ديده بود که ازش جدا شده بود و اُووِرا لش رو پوشيده بود و اسکياش رو برداشته بود و راه افتاده بود و اونم فرياد کنان، لخت دنبالشون دويده بود تا اونا رو بگيره...آخه اون اسکياش رو از تخم چشاش هم بيشتر دوست داشت...فکرش رو ميشد کرد که يه خودی اين جور به آدم نارو بزنه؟؟؟؟؟؟ ديگه به هيچکس نميشه اعتماد کرد!!!!





پايانی نیست که آغازی باشه،،پس در ادامه ميگم:
بقول بر و بکز :::
Life is two short,, here and now
پس از زندگی لذت ميبرم و ميتونيد ببريد TOO و البته با شعار:::::
With GRASS Or Without GRASS!!!!!!



Archive